close
تبلیغات در اینترنت
عشق، ثروت، موفقیت عشق، ثروت، موفقیت

عشق، ثروت، موفقیت

عشق، ثروت، موفقیت

عشق، ثروت، موفقیت عشق، ثروت، موفقیت

عشق، ثروت، موفقیت

عشق، ثروت، موفقیت

عشق، ثروت، موفقیت


رزخبر


تخفیف دون


تبلیغات

آمار

کل مطالب : 400
کل نظرات : 569
تعداد اعضا : 5255

افراد آنلاین :
بازدید امروز : 417
بازدید دیروز : 44
بازدید کلی : 5,693,464
تاریخ تولد : 1392/12/10

تبلیغات



ایران بازدید ایران بازدید

کسب درآمد واقعی

محصولات خود را در تخفیف دون به فروش بگذارید و سود کنید!

80 تا 95 درصد درآمد را نصیب خود کنید!


 اگر شما هم فروشنده فایل هستید به ما بپیوندید




صفحه اختصاصی

با ثبت نام به عنوان نویسنده یک صفحه اختصاصی در سایت به شما تعلق می یابد!

بدون نیاز به سرمایه

با ثبت نام در فروشگاه تخفیف دون بدون نیاز به سرمایه کسب و کار میلیونی خود را راه اندازی کنید!

سود بالا

با فروشنده شدن در سایت ما 80 درصد فروش به شما و 10 درصد به بازاریاب و 10 درصد به ما میرسد.

"تخفیف دون" فروشگاه اینترنتی است که یک صفحه اختصاصی با مدیریت کامل به شما ارائه می کند ، در این فروشگاه اجازه اپلود فایل های مجاز و قانونی شما جهت فروش را می دهد بدین ترتیب شما بدون هیچ هزینه ای صاحب یک کسب و کار اینترنتی می شوید و می توانید فایل های ارزشمند خود را برای عرضه به خریداران ارائه کنید ، همه کارها در سایت تخفیف دون انجام می شود و شما نیاز به هیچ دانش فنی یا تهیه ملزومات اولیه ندارید.

میتونید میلیون ها تومان کسب درآمد کنید!(100 درصد واقعی و تضمینی)


اطلاعات بیشتر در takhfifdoon.com/become-an-author


آخرين ارسال هاي تالار گفتمان

کمی طاقت داشته باشید...
عنوان پاسخ بازدید توسط
0 2 tazehaaa
0 2 tazehaaa
0 2 tazehaaa
0 2 tazehaaa
0 2 tazehaaa

عشق، ثروت، موفقیت

دسته: کتاب و نوشته,داستان و رمان, تاریخ ارسال: 21 / 12 / 1394 ساعت: 7:58
عشق، ثروت، موفقیت

زنی از خانه بیرون آمد و سه پیرمرد را با چهره هاي زیبا جلوي در دید..

به آنها گفت: " من شما را نمی شناسم ولی فکر می کنم گرسنه باشید، بفرمائید

داخل تا چیزي براي خوردن به شما بدهم. "

آنها پرسیدند: " آیا شوهرتان خانه است؟ "

زن گفت: " نه، او به دنبال کاري بیرون از خانه رفته. "

آنها گفتند: " پسما نمی توانیم وارد شویم منتظر می مانیم. "

عصر وقتی شوهر به خانه برگشت، زن ماجرا را براي او تعریف کرد.

شوهرش به او گفت: " برو به آنها بگو شوهرم آمده، بفرمائید داخل. "

زن بیرون رفت و آنها را به خانه دعوت کرد. آنها گفتند: " ما با هم داخل خانه نمی شویم. "

زن با تعجب پرسید: " چرا!؟ " یکی از پیرمردها به دیگري اشاره کرد و گفت: " نام او ثروت است. " و به پیرمرد دیگر اشاره کرد

و گفت: " نام او موفقیت است. و نام من عشق است، حالا انتخاب کنید که کدام یک از ما وارد خانه شما شویم. "

زن پیش شوهرش برگشت و ماجرا را تعریف کرد. شوهر گفت: " چه خوب، ثروت را دعوت کنیم تا خانه مان پر از ثروت شود! "

ولی همسرش مخالفت کرد و گفت: " چرا موفقیت را دعوت نکنیم؟ "

فرزند خانه که سخنان آنها را می شنید، پیشنهاد کرد: " بگذارید عشق را دعوت کنیم تا خانه پر از عشق و محبت شود. "

مرد و زن هر دو موافقت کردند. زن بیرون رفت و گفت: " کدام یک از شما عشق است؟ او مهمان ماست. "

عشق بلند شد و ثروت و موفقیت هم بلند شدند و دنبال او راه افتادند. زن با تعجب پرسید: " شما دیگر چرا می آیید؟ "

پیرمردها با هم گفتند: " اگر شما ثروت یا موفقیت را دعوت می کردید، بقیه نمی آمدند ولی هرجا که عشق است ثروت و موفقیت هم هست! "

 

آري با عشق هر آنچه که می خواهید می توانید به دست آوردید.

 


نظرات شما




نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

تبلیغات




تبلیغات

نظرسنجي

نظر شما درباره پوسته جدید ابر دانلود چیست؟


ورود کاربران

نام کاربری :
رمز عبور :

» رمز عبور را فراموش کردم ؟

عضويت سريع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد