close
تبلیغات در اینترنت
بازیگر بازیگر

بازیگر

بازیگر

بازیگر بازیگر

بازیگر

بازیگر

بازیگر


رزخبر


تخفیف دون


تبلیغات

آمار

کل مطالب : 400
کل نظرات : 569
تعداد اعضا : 5255

افراد آنلاین :
بازدید امروز : 430
بازدید دیروز : 44
بازدید کلی : 5,693,477
تاریخ تولد : 1392/12/10

تبلیغات



ایران بازدید ایران بازدید

کسب درآمد واقعی

محصولات خود را در تخفیف دون به فروش بگذارید و سود کنید!

80 تا 95 درصد درآمد را نصیب خود کنید!


 اگر شما هم فروشنده فایل هستید به ما بپیوندید




صفحه اختصاصی

با ثبت نام به عنوان نویسنده یک صفحه اختصاصی در سایت به شما تعلق می یابد!

بدون نیاز به سرمایه

با ثبت نام در فروشگاه تخفیف دون بدون نیاز به سرمایه کسب و کار میلیونی خود را راه اندازی کنید!

سود بالا

با فروشنده شدن در سایت ما 80 درصد فروش به شما و 10 درصد به بازاریاب و 10 درصد به ما میرسد.

"تخفیف دون" فروشگاه اینترنتی است که یک صفحه اختصاصی با مدیریت کامل به شما ارائه می کند ، در این فروشگاه اجازه اپلود فایل های مجاز و قانونی شما جهت فروش را می دهد بدین ترتیب شما بدون هیچ هزینه ای صاحب یک کسب و کار اینترنتی می شوید و می توانید فایل های ارزشمند خود را برای عرضه به خریداران ارائه کنید ، همه کارها در سایت تخفیف دون انجام می شود و شما نیاز به هیچ دانش فنی یا تهیه ملزومات اولیه ندارید.

میتونید میلیون ها تومان کسب درآمد کنید!(100 درصد واقعی و تضمینی)


اطلاعات بیشتر در takhfifdoon.com/become-an-author


آخرين ارسال هاي تالار گفتمان

کمی طاقت داشته باشید...
عنوان پاسخ بازدید توسط
0 2 tazehaaa
0 2 tazehaaa
0 2 tazehaaa
0 2 tazehaaa
0 2 tazehaaa

بازیگر

دسته: کتاب و نوشته,داستان و رمان, تاریخ ارسال: 20 / 12 / 1394 ساعت: 15:23
بازیگر

مرد هر روز دیر سر کار حاضر می شد، وقتی می گفتند : چرا دیر می آیی؟

جواب می داد: یک ساعت بیشتر می خوابم تا انرژي زیادتري براي کار کردن داشته باشم،

براي آن یک ساعت هم که پول نمی گیرم !

یک روز رئیس او را خواست و براي آخرین بار اخطار کرد که دیگر دیر سر کار نیاید...

مرد هر وقت مطلب آماده براي تدریسنداشت به رئیس آموزشگاه زنگ می زد تا شاگرد ها

آن روز براي کلاس نیایند و وقتشان تلف نشود !

یک روز از پچ پچ هاي همکارانش فهمید ممکن است براي ترم بعد دعوت به کار نشود

مرد هر زمان نمی توانست کار مشتري را با دقت و کیفیت ، در زمانی که آنها می خواهند تحویل دهد، سفارش را قبول نمی کرد و عذر می خواست!

یک روز فهمید مشتریانشبسیار کمتر شده اند

از فردا صبح ، مرد هر روز به موقع سرکارش حاضر می شد، کلاسهایش را مرتب تشکیل می داد، و همه ي سفارشات مشتریانش را قبول میکرد!

او هر روز دو ساعت سر کار چرت می زد!

وقتی براي تدریس آماده نبود در کلاس راه می رفت، دستهایش را به هم می مالید و با اعتماد به نفسبالا می گفت: خوب بچه ها درس جلسه ي قبل را مرور می کنیم !!!

سفارش هاي مشتریانش را قبول می کرد اما زمان تحویل بهانه هاي مختلفی می آورد تا کار را دیرتر تحویل دهد: تا حالا چند بار مادرش مرده بود،

دو سه بار پدرش را به خاك سپرده بود و ده ها بار به خواستگاري رفته بود...

حالا رئیس او خوشحال است که او را آدم کرده ، مدیر آموزشگاه راضی است که استاد کلاسشمنظم شده و مشتریانشمثل روزهاي اول زیاد شده اند!!!

نیست. « صادق » اما او دیگر با خودش

 

او الان یک بازیگر است همانند بقیه مردم!!!

 


نظرات شما




نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

تبلیغات




تبلیغات

نظرسنجي

نظر شما درباره پوسته جدید ابر دانلود چیست؟


ورود کاربران

نام کاربری :
رمز عبور :

» رمز عبور را فراموش کردم ؟

عضويت سريع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد